دوشنبه 04 ارديبهشت 1396

جستجو

آیه الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی رحمة الله علیه

سید ابوالحسن اصفهانی (مدیسه ای) از مراجع تقلید شیعه در سال ۱۲۸۴ در روستای «مدیسه» لنجان اصفهان به دنیا آمد. نسبش با ۳۲ واسطه به امام موسی بن جعفر علیهما السلام می‌رسد.

تولد:

سید ابوالحسن در سال 1284 ق . در دهكده كوچك ((مدیسه )) لنجان اصفهان پا به عرصه وجود نهاد.(192)وی در اصل از سادات موسوی شهر بهبان بود. سالها پیش از تولد وی پدر بزرگش سید عبدالحمید از بهبهان به اصفهان نقل مكان كرده بود. سید عبدالحمید از عالمان وارسته نجف و از شاگردان آیة الله شیخ محمد حسن نجفی معروف به ((صاحب جواهر)) بود او پس از مراجعت از نجف در اصفهان و لنجان ساكن شد و تا پایان عمر در آنجا به تدریس و انجام امور شرعی اشتغال داشت .

سید محمد پدر سید ابوالحسن نیز در همان ایامی كه سید عبدالحمید به مظنور فراگیری علوم دینی به عراق مهاجرت كرده بود، در كربلا متولد شد ایشان اگر چه از زمره عالمان شمرده نمی شد مردی خداترس و روشن ضمیر بود كه پس از وفات در شهرستان خوانسار به خاك سپرده شد.

تحصیلات

سید ابوالحسن دروس ابتدایی طلبگی را در زادگاه خود روستای ((مدیسه )) لنجان نزدیكی از روحانیان آن دیار آغاز نمود و پس از گذراندن دوره ابتدایی تصمیم گرفت به حوزه علمیه اصفهان كه در آن عصر یكی از حوزه های مهم شیعی به شمار می رفت مهاجرت نماید. برای این منظور با پدرش سید محمد به مشورت پرداخت اما پدر كه از رنجهای دروان طلبگی بر فرزند اندیشناك بود با وی موافقت نكرد. این ممانعت رفته رفته اشتیاق تحصیل را در آن فرزند نیك فرجام شدت بخشید و وی را بر هدف خود استوارتر می ساخت تا اینكه سرانجام پدر را بر این سفر آسمانی با خویش همراه ساخت .

در اصفهان

سیدابوالحسن در اوایل بلوغ هنگامی كه فقط چهارده بهار را پشت سر نهاده بود، به اصفهان رفت و در مدرسه ((صدر)) حجره ای گرفت و به درس و بحث مشغول شد. شبی از شبهای زمستان وقتی پدرش برای دیدن فرزند خود به حجره او رفت با وضع نابهنجاری روبرو شد. حجره او را خالی از هر گونه وسایل ابتدایی برای زیستن دید. نه فرش و گلیم و زیراندازی ، و نه چراغی برای روشن كردن حجره . دلسوزیهای پدر نسبت به نوجوان بی قرارش بار دیگر با كلماتی ماءیوس كننده روح او را آزرده خاطر و دل شكسته نمود. در این حال رو به سوی قبله ایستاد و امام زمان (عج ) را مورد خطاب قرار داد و با چشمانی اشكبار و لحنی ملتمسانه از مولای خود عنایتی كارساز را تقاضا كرد شرح توجه و لطف حضرت به وی مجالی دیگر می طلبد. اما همین اندازه كافی است بدانیم كه در پی آن توسل ، روح امید و گشایش به جان و راه او دمیدن آغازید و توفیقات وی را انبوه ساخت .

طولی نكشید كه ایشان پس از مدتی فراگیری علوم دینی با قلبی شادمان به ((مدیسه )) بازگشت .(193)

او در اصفهان از محضر استادانی همچون :

آیة الله كلباسی ، آیة الله چهار سوقی ، آیة الله درچه ای ، آیة الله جهانگیرخان قشقایی و... بهره نهای فراوان برد و در همین ایام خود نیز به تدریس ادبیات عرب و فقه و اصول می پرداخت .(194)

در عراق

او نزدیك به ده سال چون پیكارگر میدانهای جهاد در حوزه علمیه اصفهان ، پرتلاش به تحصیل و تدریس اشتغال داشت و هنوز به سن 24 قدم ننهاده بود كه به منظور بالا بردن معلومات خویش در سطح عالی و بهره گیری از دانش شخصیتهای علمی حوزه بزرگ نجف و سامرا در سال 1307 ق . رهسپار عراق گردید. وی در آنجا از محضر بزرگانی چون آیات عظام : میرزا محمد حسن شیرازی (میرزای بزرگ ) میرزا حبیب الله رشتی ، فاضل شربیانی ، شیخ محمد حسن مامقانی ، سید محمد كاظم یزدی ، آخوند خراسانی ، میرزا محمد تقی شیرازی و آیة الله شریعت اصفهانی بسیار استفاده برد.(195)

وی مدت سه سال در كربلا و سامرا به سر برد. در سامرا در درس آیة الله میرزا محمد حسن شیرازی شركت می كرد. پس از آن در سال 1310 ق . به شهر نجف اشرف رفت و تا پایان عمر در آن دیار ماندگار شد. در این سالها از محضر اساتید بزرگ نجف استفاده برد تا خود از جمله مراجع شیعه گردید.

موقعیت علمی و مرجع

آیة الله اصفهانی دارای ذوقی سلیم و فهمی نیكو و نظری صائب در استنباط و درك احكام و مسائل شرعی بود و همین خصوصیت او را در مجالس ‍ علمی زبانزد اهل دانش نموده بود ژرف نگری سید و تاءمل و تعمق بسیارش ‍ در مسائل علمی ستودنی بود.

جولان فكری و پژوهش بسیار او در جوانب هر مساءله باعث می شد كه در یك موضوع ، نظریات گوناگونی در طول زمان ، ارائه نماید و در مسائل پیچیده فقهی به گره گشایی بپردازد. با این همه تا مدتهای طولانی حلقه درس او را شاگردانی اندك تشكیل می دادند. پس از اینكه میرزا محمد تقی شیرازی ، مرجع تقلید شیعیان مردم را در مسائل احتیاطی خویش به وی ارجاع داد، آوازه اش بالا گرفت و روز به روز بر عدد شاگردانش افزوده می شد، تا جایی كه پس از درگذشت آیة الله سید محمد كاظم یزدی (1337 ق ) حوزه درسش ، پررونق ترین مجمع علمی در میان مجامع علمی آن روزگار گردید.(196)

پس از درگذشت آیة الله میرزا محمد تقی شیرازی (1328 ق ) و آیة الله شریعت اصفهانی (1339 ق ) سه نفر از علمای بزرگ نجف به عنوان مرجع تقلید مطرح شدند: آیة الله نایینی ، آیة الله كاشف الغطاء و آیة الله سید ابوالحسن اصفهانی ولی با درگذشت آیة الله كاشف الغطاء در سال 1344 ق . و درگذشت آیة الله نایینی در سال 1355 ق . مقام مرجعیت و زعامت دینی شیعیان ، در وجود آیة الله اصفهانی متمركز و منحصر گردید و تا ده سال بعد كه زندگی را وداع كرد در این مقام باقی بود.

آثار قلمی

مشهورترین اثر آیة الله اصفهانی ، كتاب جامعی در فقه به نام ((وسیلة النجاة )) است كه شامل اكثر مسائل فقهی مورد نیاز مسلمانان آن عصر بود. بسیاری از فقها و مراجع بزرگ بر این كتاب حاشیه زده و شرح نوشته اند. برخی از كتب فقهی كه بنا بر ترتیب كتاب ((وسیلة النجاة )) نگارش یافته عبارتند از ((تحریرالوسیله )) اثر امام خمینی و حواشی آیات عظام بجنوردی ، حمامی ، شاهرودی ، میلانی ، خویی ، گلپایگانی و...

دیگر تاءلیفات آیة الله اصفهانی عبارت از:

1. انیس المقلدین

2. حاشیه بر تبصره علامه

3. حاشیه بر ((العروة الوثقی ))

4. حاشیه بر نجاة العباد

5. ذخیرة العباد

6. شرح كفایة الاصول

7. منتخب الرسائل

8. مناسك حج

9. وسیله النجاة الصغری

10. ذخیرة الصالحین(197)

شاگردان

در مكتب علمی آیة الله اصفهانی بسیاری از دانشوران فقه و اصول و مجتهدان عالیقدر و گرانمایه حاضر می شدند كه برخی از آنان عبارت اند از حضرات آیات :

سید محمود شاهرودی ، سردار كابلی ، سید علی یثربی كاشانی ، میرزا آقا اصطهباناتی ، محمد تقی آملی ، شیخ هاشم آملی ، محمد رضا طبسی ، سید ابوالحسن شمس آبادی ، سید عبدالله شیرازی ، شیخ علی علیاری تبریزی ، علامه طباطبایی ، میرزا مهدی آشتیانی

ویژگیهای اخلاقی

آیة الله اصفهانی افزون بر اینكه در علوم شرعی و معارف اسلامی تبحر خاصی داشت و در این میدان ، گوی سبقت را از دیگران ربوده بود آراسته به صفات و ملكات اخلاقی بود. فروتنی ، بزرگواری ، خویشتن داری ، ایثار، ساده زیستی و توكل بر خداوند و توسل به ائمه اطهار از جمله فضایل اخلاقی این آیت بزرگ الهی بود و دوست و دشمن بدان اذعان داشتند.

در سال 1349 ق . شخصی كه به سببی با آیة الله سید ابوالحسن اصفهانی خصومت و كینه ای شدید در دل داشت دست به جنایت هولناكی زد و فرزند عالم و فاضل وی را در صف نماز جماعت با خنجر مورد حمله قرارداد و به طرز فجیعی او را كشت . پس از دستگیری قاتل ، آیة الله اصفهانی شخصی را به نمایندگی از طرف خود به دادگستری فرستاد تا اسباب آزادی او را فراهم كند. آیة الله اصفهانی این گونه از قاتل فرزند خود گذشت و باعث شگفتی همگان گردید.

آیة الله اصفهانی زندگی بسیار ساده ای داشت و به دور از هر گونه مظاهر فریبنده مادی می زیست . در اوایل طلبگی مجبور بود خود را با شرایط سخت و نامناسب مالی كه بر حوزه های علمیه حاكم بود و هم اكنون هم نیز هست تطبیق دهد. فشار مالی و شرایط سخت معاش به حدی بود كه او مجبور شد به مدت پانزده شبانه روز با خانواده خویش در یك خرابه زندگی كند. یكی از علما در این باره می گوید در خدمت آقا سید ابوالحسن اصفهانی بودم ، وقتی از كوچه ای كه در آن خرابه ای وجود داشت ، گذر كردیم ، فرمود: من با خانواده ام پانزده روز در این خرابه ساكن بودیم . چون صاحبخانه ما به من گفته بود كه دیگر راضی نیست در خانه اش باشیم . به ناچار آنجا را تخلیه كردیم و به این خرابه منتقل شدیم . تا اینكه بالاخره موفق شدم خانه ای دیگر اجاره كنم .(198)

وی پس از اینكه به مقام مرجعیت تقلید رسید و هر روز از اطراف و اكناف عالم ، پول و وجوهات شرعی بسیاری به دستشان می رسید، باز همچنان به زندگی ساده پیشین خود، زاهدانه ادامه می داد، و به زخارف دنیوی به دیده حقارت می نگریست . با اینكه خود سخت محتاج بود، نه خانه ملكی و نه خدمتكاری داشت كه در تهیه و خرید مایحتاج زندگی به وی یاری رساند. با این حال كمتر روزی اتفاق می افتاد كه نیازمندی به آیة الله اصفهانی مراجعه كند و با دست خالی باز گردد. بسیار اتفاق می افتاد كه با اینكه خود سخت محتاج بود از بخشش به دیگران دریغ نمی كرد و آنان را بر خود ترجیح می داد.

نوشته اند: هنگامی كه رهبر انقلاب عراق آیة الله میرزا محمد تقی شیرازی ازتنگدستی سید ابوالحسن اصفهانی با اطلاع شد، 500 لیره طلا برای او فرستاد تا با آن مبلغ ، برای خود منزلی بخرد، ولی آیة الله اصفهانی آن 500 لیره را در كمال تنگدستی خود به تعدادی از نانوایان شهر داد، تا با آن مبلغ نان مصرفی طلاب علوم دینی و تهیدستان تهیه شود.(199)

دورنگر و ژرف اندیش

آیة الله امین جبل عاملی درباره آیة الله سید ابوالحسن اصفهانی می گوید:

در سال 1352 ق . كه به عراق سفر كردم او را مورد ارزیابی قرار دادم . دیدم مردی است دارای فكری بزرگ كه میدان اندیشه اش وسیع است . در علم و فقه بسیار وسعت نظر دارد. دورنگر است و ژرف اندیش ، دارای راءیی صائب است و تدبیری نیكو و بسیار موقعیت شناس است .

بر همه مردم ، شفیق و مهربان و دارای نفس سخاوتمند و سیاستی بزرگ است . و همین ویژگیها باعث شده كه ریاست و زعامت عامه شیعیان را به دست گیرد، چون شایستگی چنین منصب و مقامی را دارد.(200)

شهامت در فتوا

آیة الله اصفهانی در باین احكام الهی و آنچه به نظرش صحیح می رسید، بسیار با شهامت بود و از كسی باكی نداشت - گر چه در ظاهر به زیان وی تمام می شد. او مصداق بارز آیة شریفه ((... یجاهدون فی سبیل الله و لا یخافون لومة لائم ...)) بود. در راه خدا مجاهده می كرد و از سرزنش ملامتگران هراسی به خود راه نمی داد.

از جمله فتواهای آیة الله اصفهانی كه جنجال زیادی بر پا نمود، نظریه وی در مورد پاره ای از مراسم ماه محرم و عاشورا بود. وی بر این باور بود كه قمه زنی و زنجیر زنی و كوبیدن طبلها و برخی دیگر كه در ایام محرم و روز عاشورا مرسوم بود، از نظر شرع اسلام حرام است . چون این فتوا به سنت مردم در ماه محرم پشت پا می زد و از طرفی با عقاید بسیاری از روحانیون و علمای آن زمان نجف هماهنگی نداشت ، باعث اختلافات و سر و صدای شدید شد و برخی از وعاظ در سخنرانیهای خود آیة الله اصفهانی را به سختی مورد انتقاد و حتی اهانت قرار دادند. ولی وی هرگز حاضر نشد از فتوا و عقیده خود دست بردارد و خوشایند جاهلان و بی خردان سخن بگوید و فتوا صادر كند.

ایشان همچنین در مقابل استعمارگران وحشی و مزدوران داخلی شان ایستادگی می كرد و با فتاوای خود مردم را به ایستادگی در مقابل آنان ترغیب می ساخت و در این راه مقدس نیز مرارتها و سختیها بسیاری را به جان خرید.

درگذشت

آیة الله سید ابوالحسن اصفهانی تا واپسین سال حیات خویش در نجف اشرف ماندگار بود. او در اواخر عمر خویش دچار ضعف مزاج گردید و به بیماریهای گوناگونی مبتلا شد. ایشان در آن سالها در فصل تابستان برای درامان ماندن از گرمای زیاد شهر نجف به كاظمین و سامرا می رفت ، در آنجا گر چه در ظاهر در استراحت به سر می برد، ولی در عمل اینچنین نبود. او به تنهایی در آنجا به نامه های زیادی كه از سوی مسلمانان و دوستدارانش به منظور كسب نظرات فقهی و رهنمودهای علمی وی برایش ارسال می شد، پاسخ می داد و با تنی خسته و كوفته سر بر بالین می گذارد. چند صباحی پیش از اینكه دار فانی را وداع گوید وضعیت مزاجی وی رو به وخامت گذاشت . به او پیشنهاد كردند كه محلی دیگر را كه دارای هوایی مناسب است ، برگزیند. او ایران را انتخاب كرد اما خیلی زود از سفر به ایران منصرف شد و سفر به بعلبك لبنان را برگزید پس از مدت زمان كوتاهی كه ایشان در بعلبك بود بسیاری از بزرگان و دانشمندان جبل عامل ، بعلبك ، بیروت ، دمشق و دیگر نقاط لبنان و سوریه با وی دیدار كردند. پس از اینكه وضعیت مزاجی وی تا اندازه ای بهبود یافت ، روزی در اثر سانحه ای به زمین خورد و پس از بازگشت به كاظمین در شب نهم ذیحجه 1365 ق . در 81 سالگی دارفانی را وداع گفت .

پیكر شریف آیة الله اصفهانی پس از حمل از كاظمین به نجف و تشییعی كم سابقه در صحن مطهر امیرالمؤ منین علیه السلام كنار قبر فرزند شهیدش سید محمد حسن و آرامگاه آیة الله خراسانی به خاك سپرده شد.

از آیة الله سید ابوالحسن اصفهانی فرزندان نیك نامی به یادگار ماند كه نام آنان به قرار ذیل است .

1. علامه شهید محمد حسن اصفهانی (1349 ق .)

2. حجة الاسلام سید محمد اصفهانی (متوفای 1326 ق .)

3. سید علی اصفهانی

4. حجة الاسلام سید حسین اصفهانی

5. فاطمه (همسر حجة الاسلام سید میر بادكوبه ای )

6. رباب (همسر آیة الله سید حسین اصفهانی بروجنی )

7. مریم (همسر حجة الاسلام سید جواد اشكوری )

8. زهرا (همسر سید حسین علوی )

9. بتول (همسر سید عبدالخالق موسوی زاده )

منبع: پایگاه اطلاع رسانی حوزه

print



rating